ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اين ديوانگيست
نویسنده پیام
niusha آفلاین
Moderators
******

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
اين ديوانگيست

اين ديوانگيست

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است

که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است

که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم

به اميد اينکه در مسير خود هرگز دچار اين ديوانگي ها نشويم

و به ياد داشته باشيم که هميشه

شانس هاي ديگري هم هستند

دوستي هاي ديگري هم هستند

عشق هاي ديگري هم هستند

نيروهاي ديگري هم هستند

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم
۵-۳۰-۱۳۸۸ ۱۸:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
آرتان آفلاین
Registered

ارسال ها: 13
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #2
RE: اين ديوانگيست
مرسی ولی باید به این نکته هم توجه کرد:
که درسته که همیشه بهتری هست اما نباید همیشه به امید بهتر داشته هامون از دست بدیم.

شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟
استاد در جواب گفت:" به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور، اما در هنگام عبور از گندم زار ، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!" شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید:"چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد:"هیچ! هرچه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین ، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت:" عشق یعنی همین!"
۶-۱۱-۱۳۸۸ ۰۱:۳۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: