ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتابچه های کارو
نویسنده پیام
آرتان آفلاین
Registered

ارسال ها: 13
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
کتابچه های کارو
همیشه توی فروم های مختلف جای خالی یکی از دوست داشتنی ترین اشخاصی که توی زندگیم شناختمش رو خالی می دیدم و اون شخص کارو بود، حالا که اینجا به همت زهرا راه اندازی شد می خوام عقده گشایی کنم و اشعار این انسان بزرگ رو توی چند تا پست براتون بزرام .امیدورام کمکم کنید.
ارمغان

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

وای جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود خود را پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان میکنند

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ يیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل ببابان بود از روز نخست

در کويری صوت و کور

در ميان مردمی با اين مصيبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

گفنگو از مرگ انسانيت است

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا آنچه اين نامردمان با جان انسان ميکنن

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

وای جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود را خود را پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان میکنند

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ يیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل ببابان بود از روز نخست

در کويری صوت و کور

در ميان مردمی با اين مصيبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

گفنگو از مرگ انسانيت است

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا آنچه اين نامردمان با جان انسان ميکنن

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

وای جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود خود را پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان میکنند
۶-۱۱-۱۳۸۸ ۰۱:۴۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zahra
آرتان آفلاین
Registered

ارسال ها: 13
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #2
RE: کتابچه های کارو
اشك رز....!

دلم از اين همه گرفتاري، اين همه خونخواري و

تبهكاري ، گرفته بود.

رفتم سراغ دوستم .....گفتم:

بيا بخاطر يك لحظه فراموشي ، پيمانه اي چند

" مي" بزنيم.

بزير درخت رزي كه تنها درخت خانه ي ما بود،

پناه برديم . هنوز اولين پيمانه ي شراب را سر نكشيده

بودم كه يك:

" قطره آب" ،

از شكستگي يك شاخه ي سر شكسته ،

بدامانم فرو غلطيد .....با تعجب از دوستم

پرسيدم:

اين قطره چه بود؟

از كجا باريد؟

در آسمانها كه از " ابر" خبري نيست.

دوستم پاسخي داد ، كه روحم را تكان داد.

گفت: " درخت رز است كه گريه مي كند !

مي خواهد به ما بفهماند كه:

بي انصاف ها ،

لا اقل خون مرا جلوي چشم من نخوريد!..

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

وای جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود خود را پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان میکنند
۶-۱۲-۱۳۸۸ ۲۳:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zahra
zahra آفلاین
Administrators
********

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۷
اعتبار: 0
شماره ارسال: #3
RE: کتابچه های کارو
عالیه ..ادامه بدید
اگه هیچ کس نخونه. من میخونم :shy:
آخرین تغییر در این ارسال: ۶-۱۷-۱۳۸۸ ۰۶:۴۳ صبح توسط zahra.
۶-۱۷-۱۳۸۸ ۰۶:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
آرتان آفلاین
Registered

ارسال ها: 13
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #4
RE: کتابچه های کارو
جنایت پدر (آتش شهوت)

پدر آنشب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی
تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر برپا نمی کردی
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم !!!
پدر آنشب جنایت کرده ای شاید نمی دانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی
از این بابت خیانت کرده ای شاید نمی دانی

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

وای جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود خود را پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيوانی به حيوانی نميدارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان میکنند
۶-۱۹-۱۳۸۸ ۰۷:۱۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: